انجمن علمي تخصصی ادبیات
امام صادق علیه السلام می فرمایند:" زبان عربی را بیاموزید،زیرا خداوند به این زبان، با آفریده های خود سخن گفته است." (وسائل الشیعة ، ج6 ، ص220)    هفته پژوهش به همه محققان گرامی باد    
صفحه نخست گالری تصاویر دانلود علوم قرآنی نشست های تخصصی سایتهای مرتبط درباره انجمن تماس با ما
صفحه نخست
اعضاء انجمن
فعالیت های تشکل
آیینه ادبیات
جلسات عمومی
مقالات
گاهنامه انجمن
پاسخ به سوالات
آرشيو اخبار
سایتهای ویژه
مقالات
تاریخ انتشار 15/10/1393 - 17:03
کد 2 تعداد بازدید 2220  

رابطه‌ی فکر و قلم
 

رابط‌ي فكر و قلم                                  فاضلي


چكيده
پرسش پژوهش حاضر اين است كه چه رابطة بين فكر و قلم وجود دارد و اثر در چه صورتي ماندگار خواهد شد؟
در پاسخ فوق، رابطه قلم و فكر در چهار مؤلفه ذيل مورد بررسي و كاوش قرار گرفته است:
1. انديشه‌هاي ناب و قلم‌هاي توانا؛
2. انديشه‌هاي ضعيف و قلم‌هاي ضعيف‌تر؛
3. قلم‌هاي بي‌انديشه؛
4. انديشه‌هاي بدون قلم.
در فرايند تحليل و بررسي صور چهارگانه فوق، آنچه مورد تأكيد قرار گرفته است دستة اول مؤلفان است، آنان كه قبل از تأليف تحقيق را پيشينة كار خويش ساخته‌اند و آنگاه بدانيد سال‌ها تحقيق خويش را در قالب زيبا آراسته به پيشگاه جامعه فرهنگي تقديم داشته‌اند و در اين قسمت به صاحبان قلم در عرصه‌هاي مختلف اشاره گرديده است.
واژه‌گان كليدي: قلم، فكر، تأليف، تحقيق، توانا، ضعيف.
مقدمه
امروزه اهمیت اثر مکتوب و ماندگار برای احدی پوشیده نیست، به میزانی اهمیت کتاب و کتابت ارزش قلم نیز به خوبی آشکار می‌گردد. قلم بزرگ‌ترين پاسدار فرهنگ بشري و امين رازدار آن به حساب مي‌آيد. در ميان موجودات كمتر پديده‌ه‌اي قداست «قلم» مي‌توان يافت، اثر آنگاه كه قلمي ميظشود ضمانت ماندگاري پيدا مي‌كند شايد به دليل مانائي و ماندگاري اثر مكتوب است كه خداوند متعال از آن به بزرگي ياد نموده است و نسبت به قلم و سطرهاي نبشته يافته آن قسم ياد مي‌كند. «ن والقلم و ما يسطرون؛  قلم به قلم و سطرهاي نبشته شدة آن.»
رشد و شكوفايي تمدن‌ها از رهگذر فرهنگ مكتوب بيشتر قابل سنج و ارزيابي است از اين روي، باستان‌شناسان براي ارزيابي قدمت تمدن و فرهنگ در ميان جوامع به لوحه شنگ‌ها و كتيبه‌ها مراجعه مي‌كنند. وجود يك لوح مكتوب در هر عصري بزرگ‌ترين دليل براي وجود تمدن و شكوفايي آن جامعه به حساب مي‌آيد. نكتة بسيار قابل توجه براي همه قلم به دستان اين است كه قلم وسيله و ابزاري است در دست انسان‌ها و رسالت آن رساندن پيام صاحب قلم است براي مخاطبان است. به عبارت ديگر، قلم وسيلة است در اختيار فكر و دانش، طبيعي است كه هر مقدار از پشتوانة قوي فكري و آگاهي‌هاي لازم برخوردار باشد در تأثير و انسجام رسالت خويش موفق‌تر خواهد بود. ايجاد موج‌آفريني، شورآفريني و برانگيختگي در صورتي در ساية قلم ميسر است كه قلم داراي سه ويژگي ذيل باشد:
الف) بيانگر پيام «دل» باشد و از روح سرشار از لطافت مايه گرفته باشد؛
ب) به ارايه‌هاي هنري دروني و بيروني آرايش يافته باشد؛
ج) در وراي آن تفكر عميق وجود داشته باشد.
به ميزان پديد آمدن كاستي در اين سه ركن اساسي، توان تأثيرگذازي و شورآفريني سخن كاسته خواهد شد و خواننده پيام را، آن گونه كه مي‌بايد، دريافت ننموده و در نتيجه رسالت صاحب قلم به پايان نرسيده است.
نكتة رنج‌آوري كه وجود دارد مسئلة ناهماهنگي بين فكر و قلم است، چه اين‌كه آنان كه بايد بنويسند نمي‌نويسند و يا لااقل آن گونه كه مي‌بايد بنويسند و آنان كه مي‌نويسند از فكر عميق و توان‌مند برخوردار نيستند و به ديگر سخن صاحب فكر اهل قلم نبوده و صاحبان قلم اهل فكر نيستند و آنان كه هم خوب مي‌نويسند و هم از فكر قوي برخودار هستندمتأسفانه بسيار اندك‌اند.
با توجه به آنچه گذشت مشخص مي‌شود كه «فكر» و «قلم» دو شرط لازم براي اثر ماندگار و تأثيرگذار است. براي توضيح بيشتر به نقش قلم و فكر و اشاره به كاستي‌هاي موجود در اين راستا نوشته‌ها را در يك تقسيم‌بندي كلي مشخص نموده و هر كدام را از اين زاويه خاصي (نقش قلم و فكر) مورد بررسي قرار مي‌دهيم.
در يك نگاه كلي مي‌توان جامعة فرهنگي را به چهار گروه ذيل تقسيم نمود:
1. فكرهاي ناب و قلمهاي توانا؛
2. فكرهاي ضعيف و قلم‌هاي ضعيف‌تر؛
3. قلم‌هاي بي‌فكر؛
4. فكرهاي بي‌قلم.
1. انديشه‌هاي ناب و قلم‌هاي توانا
دستة اول نويسندگان كساني هستند كه داراي فكر عميق، استوار، محكم و نظام‌مندي هستند آنچه مي‌نويسند گزيده و عصارة از محصول سال‌ها تلاش، زحمت و رنج تحقيق آنان است.
قلم در دست اين افراد در جايگاه ويژة خود كه همان نقش ابزاري را داشتن است قرار داده و آنان از قلم به عنوان وسيلة ابزار انتقال افكار شان بهره برده‌اند و نويسندگي در نزد آنان رسالتي جز اين مهم ندارد.
آنچه جامعة اسلامي شديداً بدان نيازمند است وجود اين دست از نويسندگان است كه محقق‌اند و در واقع بايد گفت مدافعان راستين و مبلغان موفق دين مبين اسلام همين دست از نويسندگان بوده و هستند. محققاني كه در راستاي دفاع از كيان اسلام كمر همت بسته قبل از هر چيز به تحقيق اهميت قائل شده و آنگاه محصول سال‌ها تلاش و تحقيق خويش را در قالب زيبا شكل داده به پيشگاه اسلام تقديم نمودند.
آنچه درخشش خاص به اين دسته از آثار داده است سه ويژگي است:
1. داشتن آگاهي لازم در موضوع مورد نظر.
2. بهره‌گيري از قلم توانا.
3. احساس مسئوليت. البته اين‌گونه افراد در عالم اسلام كم نيستند كه به راستي جا دارد آنان را مدافعان راستين اسلام و مكتب تشيع قلمداد كرد كه اين به عنوان نمونه به چند نمونة برجسته در قرون مختلف اشاره مي‌كنيم:
1. مرحوم ثقة الاسلام كليني (329ق) او در طول بيست سال تلاش بنيان و شالوده مجموعه‌اي بنا نهاد كه به «الكافي» شهرت يافت كه شامل اصول كافي، فروع كافي و روضة الكافي است كه جمعاً داراي شانزده هزار و يك صد و نود و نه حديث است كه از پيامبر عظيم‌الشأن اسلام و ائمة طاهرين نقل كرده است.  براي عظمت كافي همين بس كه تاكنون هر كسي به فراخور انديشه و زاويه ديد خود بدان نگريسته و بر آن شرح نگاشته‌ است كه عمده‌ترين اين شروح عبارت‌اند از:
1. مرأة العقول علامه مجلسي؛
2. شرح صدر المتألهين؛
3. كتاب وافي نوشته ملامحس فيض كاشاني؛
4. شرح ملا صالح مازندراني.
2. شيخ صدوق، محمد بن بابويه قمي (381) كتاب معروف خود «من لايحضره الفقيه» را در سرخس به درخواست شريف ابوعبدالله معروف به «نعمت» نوشت، اين دانشمند معروف شيعي كتاب‌هاي فراواني نوشته است، شيخ طوسي در فهرست خود 40 كتاب را از او نام مي‌برد و نجاشي 189 كتاب را از اين عالم بزرگ شيعي نام برده است. 
3. شيخ مفيد (413) در سايه علوم سرشار و ذهن فوق العاده‌اي كه داشت در بسياري از علوم اسلامي تأليف دارد كه مهم‌ترين كتاب‌هاي ايشان عيون، محاسن، ارشاد، اختصاص، اوائل المقالات، مقنعه و امالي است.  و يكي از بهترين و كم‌نظيرترين كتاب‌هاي ايشان المقنعه است كه در متانت و دقت، كم‌نظير است.
4. سيد مرتضي (433) دانشمند بزرگ جهان تشيع علي بن حسن بغدادي معروف به سيد مرتضي برادر بزرگ سيد رضي است، اين دانشمند بزرگ داراي تأليفات گرانقدري است - آثار قلمي و فكري اين نابغة نامي از نظر لفظ و معنا امتيازات خاصي برخوردار است – شيخ طوسي شاگرد نامدارش 37 كتاب، نجاشي در رجال خود 41 كتاب، ابن شهرآشوب 52 كتاب و رشيد صفار در مقدمه ديوانش و سيد مرتضي 71 كتاب او را با مشخصات ثبت كرده است. 
5. سيد رضي (406) ( برادر كوچك‌تر سيد مرتضي است تأليفات سيد رضي در شمار عالي‌ترين آثار ديني و علمي شيعه به حساب آمده است اما مشهورترين آثار جاويد او كتاب بزرگ نهج البلاغه است كه شهرت جهاني دارد، او خطبه‌ها، كلمات و نامه‌هاي اميرالمؤمنين(ع)، از لابلاي كتب و رسائل كه كه به صورت پراكنده بود گردآوري نمود و به صورت بسيار دلپذير ترتريب داده است و بر آن مقدمة در نهايت فصاحت و بلاغت نگاشته است تاكنون صدها شرح بر آن نگاشته شده است.
6. شيخ طوسي (460) محمد بن حسن معروف به شيخ طوسي معروف به شيخ الطائفه به اعتراف تمام دانشمندان اسلامي يي از بزرگ‌ترين نوابع جهان است آثار شيخ طوسي از پشتوانة عميق علمي و فكري برخوردار است كه نزديك به 50 كتاب در فقه، اصوب، تفسير، كلام، ادعيه، رجال، تاريخ، مقتل و حديث و اجتهاد از خود به يادگار گذاشته است.  كه از معروف‌ترين آنها تهذيب و استبصار است كه از كتب چهارگانه شيعه به حساب آمده است كه در تهذيب (13590) حديث و در استبصار (5511) حديث را همراه با فتوا آورده است.  از نكات جالب زندگي اين است كه شيخ تهذيب را در سن 26 سالگي در زمان حيات استادش شيخ مفيد آغاز كرده و بعد از رحلت استادش آن را به اتمام رساند، انگيزه اصلي شيخ دفع شبهات ديگران نسبت به شيعه بوده است.
7. امين الدين طبرسي (548) امين الدين ابوعلي فضل بن حسن طبرسي مؤلف كتاب مجمع البيان، يكي از اعاظم دانشمندان تشيع است او داراي تأليفات زيادي است كه يكي از معروف‌ترين آنها تفسير مجمع البيان است.
8. سيد ابن طاووس كه اسمش علي بن موسي بن جعفر بن محمد است، داراي تأليفات زيادي است كه الابانه، الاجازات، اسرار الصلوة، الاقبال، اللهوف علي قتل الطفوف، از معروف‌ترني آنهاست كتاب‌هاي سيد از متانت و اعتبار خاصي برخوردار است.
9. علامه حلي (726) جمال‌الدين بن يوسف بن مطهر حلي معروف به علامه حلي يكي از نامدارترين و پرآوزه‌ترين عالمان و دانشمندان اسلامي است، او در علوم فلسفه، كلام، منطق، رياضي، هندسه و غيره و نيز در علوم نقلي، همانند تفسير، حديث، فقه، اصول، درايه، رجال، شعر و ادب مهارت به سزاي داشته است و در تمامي اين رشته‌ها كتاب نوشته است كه عمده‌ترين و معروف‌ترين آنها، منهاج الكرامه في اثبات الولاية، كشف الحق و نهج الصدق است.
10. صاحب جواهر: تأليف كتاب جواهر الكلام، علامه سيد محسن امين در وصف كتاب جواهر الكلام مي‌گويد: «در فقه اسلام كتابي به همتايي «جواهر الكلام» نيست، يكي از دانشمندان هم عصر صاحب جواهر مي‌گويد: «اگر تاريخ‌نويس بخواهد رخدادهاي شگفت عصرش را بنگارد، شگفت‌آورتر از رخداد تأليف كتاب «جواهر» نمي‌يابد.»  اين كتاب با دقت و متانت وصف‌ناپذيري در كوتاه‌ترين عبارات عمده‌ترين مطالب را آورده است در عين اين‌كه به اقوال مختلف را اشاره نموده و با دقت نظر و ژرف‌انديشي شگفت‌انگيزي به دور از هرگونه حشو و زوايد آن را ترتيب داده است.
11. علامه مجلسي (1111) عصر علامه عصر تهاجم مكاتب گوناگون عليه مكتب تشيع است، اين امر علامه را بر آن واداشت تا تلاش شبانه روزي پيگيري در جهت دفاع از مكتب تشيع به كار گيرند، علامه مجلسي، محقق پركاري بود كه در عمر شريف خويش لحظه‌اي از تأليف و تحقيق نياسود. او تأليفات زيادي را از خود به ياد گذاشته است. همانند: حياة القلوب، حلية المتقين، عين الحيات، جلاء العيون، تحفة الزائر به زبان فارسي، بحار الانوار، مرأة العقول، آداب الحج، آداب التجهيز الاموات، الاجازات معذرات الاخبار في شرح كتاب تهذيب الاخبار، شرح الاربعين و ده‌ها كتاب ديگر به زبان عربي بدون مشهورترين و مهمترين تأليف علامه را بحارالانوار تشكيل مي‌دهد اين كتاب‌ كه در حكم يك دائرة المعارف عظيم در فقه شيعه به حساب مي‌آيد.»  در 110 جلد ترتيب يافته است كه هر جلد مسائل و مطالب ارزشمندي است، به عنوان مثال: جلد اول: مشتمل بر كتاب عقل و جهل و فضيلت علما؛
جلدو دوم: كتاب توحيد و اثبات يگانگي خداوند و بحث صفات ثبوتيه و سلبيه خداوند؛
جلد سوم، عدل، مشيت و اراده خداوند، قضا و قدر الهي و مباحث هدايت‌ها و ضلالت‌ها؛
جلد چهارم: كتاب احتجاجات و مناظرات ائمه و علماي بزرگ اسلام با مخالفان و ماديون؛
جلد پنجم: احوالات پيامبران و رسولان آسماني و تلاش آنها در هدايت انسان‌ها.
12. آخوند خراساني: (1329) ملا محمدكاظم خراساني داراي تأليفات متعددي است كه يكي از عمده‌ترين آنها، كتاب كفاية الاصول است كه سال‌ها به عنوان متن درسي حوزه‌هاي علميه در سطوح عاليه و نيز محور درس خارج، بسياري از فقيهان قرار دارد.
13. علامه سيد محسن امين: اين فقيه نامدار جهان اسلام بيش از 100 جلد كتاب از خود به يادگار گذاشته است كه يكي از مهم‌ترين آنها كتاب گرانسنگ اعيان الشيعه است، بدون شك يكي از خوش‌فكرترين، روشن‌ترين و هدف‌مندترين عالمان شيعي، علامه سيد محيسن را بايد دانست روح سيال و فكر مواج اين عالم بزرگ در تراوشات علمي او موج مي‌زند.
14. شيخ عبدالحسين اميني معروف به علامه اميني، صاحب كتاب الغدير، دراي تأليفات ارزشمندي است كه عمده‌ترين آنها - كامل الزيارات، الغدير و شهداي راه فضيلت است – بدون شك الغدير از مهم‌ترين تأليف علامه اميني است كه حاصل زحمات 40 ساله ايشان است كه با پشتكار عجيب و شور و اشتياق وصف‌ناپذيري در اقطار ممالك اسلامي مسافرت كرده و فرايند تحقيق خويش تكميل نموده و شهرت جهاني پيدا كرد، علامه اميني براي جمع‌آوري مطالب اين كتاب علاوه بر شهرهاي ايران به شهرهاي حيدرآباد، دكن، عليگره، لكنهو، كانپور، جلالي در هند؛ رامپور، فوعه، معره، قاهره در مصر؛ حلب نبل و دمشق در سوريه. علامه تحقيقات خويش در جهت تأليف اين كتاب به ده هزار جلد رساند.
15. شهيد مرتضي مطهري، داراي تأليفات زيادي است كه عدل الهي، جاذبه و دافعه علي(ع)، انسان كامل، حماسه حسيني، مجموعه گفتارها، سيره نبوي، شرح منظومه، جهان‌بيني اسلامي و جهان‌بيني مادي، اسلام و مقتضيات زمان، خدمات متقابل اسلام و ايران، بعضي از آنهاست.
بدون شك او انسان نوانديش، خوش‌فكر و داراي تفكر اصلاحي بوده و نمونه نشر اسلام ناب را همواره در دل داشته است و اين مطلب را مي‌تواناز تمام گفته‌ها و نوشته‌هاي ايشان به دست آورد.
16. شهيد سيد محمدباقر صدر، فيلسوف و متفكر بزرگ اسلامي، مجاهد نستوه و خستگي‌ناپذير شهيد سيد محمدباقر صدر يكي از اعجاب‌برانگيزترين و روشن‌بين‌ترين عالمان اسلامي در عصر حاضر به حساب مي‌آيد او نويسنده توانا است كه در عرصه‌هاي مختلف داراي تأليفات متعددي است كه بعضي از آنها عبارت‌اند از: فلسفتنا، اقتصادنا، دروس في علم اصول، منابع القدرة في الدولة الاسلامية، لمحة الفقهية عن دستور الاسلامية، الفتاوي الواضحة، بحوث في شرح عروة الوثقي، اقتصاد اسلامي، سنت‌هاي قرآن و... است.
17. امام خميني(ره) علي‌رغم اين‌كه بيشترين قسمت دوره حساس عمر با بركت امام خميني(ره) در راستاي مبارزه با حكومت جابر پهلوي صرف شده است ولي اين امر باعث ولي اين امر باعث نشده است نه كاستي در تأليفات امام(ره) مشاهده مي‌شود، مهم‌ترين تأليفات امام عبارت‌اند از: شرح دعاي سحر، حديث جنود عقل و جهل، حاشيه بر مصباح الانس، شرح چهل حديث، آداب الصلوة، رسالة لقاء الله، كشف الاسرار، رسالة در طلب و اراده، تحرير الوسيله، كتاب البيع، حكومت اسلامي و... .
از مطالعه دقيق زندگي آموزنده عالمان ديني به خصوص تأليفات آنان مؤلفه‌هاي ذيل را مي‌توان استنتاج كرد:
1. آنچه اين دست از مؤلفان، مي‌نويسند بر اساس نياز جامعه بوده و شرايط اجتماعي در تأليف اين آثار تأثير كامل دارد كه نمونه‌ عالي آن، تأليف كتاب من لايحضره الفقيه شيخ صدوق، تهذيب شيخ طوسي، اعيان الشيعه علامه محسن و بسياري از آثار شهيد سيد محمدباقر صدر و نيز تأليفات شهيد مطهري(ره) است.
2. نوشته‌ها و تأليفات اين عالمان، از پشتوانة قوي فكري برخوردار است، به عبارت ديگر، حاصل سال‌ها تلاش و زحمت آنان در قالب يك كتاب و اثر گرد آمده است.
3. آثاري كه از شهرت برخوردار هستند، بدون استثنا آثاري است كه در حيطه تخصصي صاحب اثر نگاشته شده است.
4. قدرت استدلال، هنرمندي در تأليف، رعايت فنون فصاحت و بلاغت، كثرت اطلاعات و گستردگي منابع يكي ديگر از نكات برجسته اين دست از تأليفات است.
5. در نظر داشت شرايط سياسي – اجتماعي، توجه به نيازمندي جامعه، انجام مسئوليت ديني و سعي در جهت روشن‌سازي جوانان و آحاد جامعه ويژگي ديگري است كه مي‌توان براي اين تأليفات برشمرد.
6. دفع شبهات، دفاع از حريم قرآن و ولايت ائمه اطهار(ع)، پاسداري از مرزهاي اعتقادي و ديني، خصيصه برجستة ديگري است كه زمينه‌ساز پديد آمدن بخش از اين تأليفات است.
7. شجاعت و ايثارگري و نترسيدن از ظلم ظالمان و ناديده گرفتن شرايط نامساعد توجهي به اوضاع اختناق مؤلفة ديگري است كه از لابلاي سطور بعضي از اين تأليفات پديدار است.
در يك جمع‌بندي كلي مي‌توان گفت، در پديد آمدن اثر ژرف و ماندگار، مؤلفه‌هاي زيادي دخيل است كه عمده‌ترين آنها در انجام رسالت ديني، قوت علمي و قدرت ايمان مسئول دانستن خود در قبال مردم و اجتماع بايد جست‌وجو كرد.
2. انديشه‌اي ضعيف و قلم‌هاي ضعيف‌تر
دسته دوم از نويسندگان كساني هستند كه نه از فكر چندان عميقي برخوردارند و نه قلم شيوا و جذابي دارند اگر به آثار و نوشته‌هاي آنان نيك بنگريم هيچ برجستگي قابل توجهي از نظر فكر، ابتكار، خوش‌سليقگي و يا بهره‌مندي از توانايي‌ها و جذابيت‌هاي قلمي در آن مشاهده نمي‌شود، بلكه صرفاً اطلاعات پراكنده، بي‌مبنا، فاقد پشتوانة فكري است كه با عبارت‌هاي آشفته، ناهماهنگ، بدون ترتيب و نظم منطقي عرضه شده است و در واقع چند روز مشغوليت براي شخص نويسنده و ديگران است، اين عده از نويسندگان از آن نظر دل‌خوش‌اند كه نويسنده هستند آنچه ارائه شده حروف و كلمات كنار هم است كه چند روز كار براي انتشارات فراهم آورده است كه به راستي اين‌گونه آثار ارزش يكبار خواندن ندارد.
بازنويس‌ها
بازنويسي‌ها خود باز به دست‌هاي قابل تقسيم‌اند كه در عمده‌ترين آنها عبارت‌اند از:
الف) بازنويسي ديگران
تعدادي از نويسندگان بازنويس از آنچه مي‌نويسند بيش از آن‌كه محصول فكري نويسنده و دست‌رنج تحقيق او باشد برگرفته شده از دست‌رنج ديگران است.
ب) خود بازنويسي
دستة ديگري هم هستند كه به بازنويسي مطالب مشغول‌اند بدين معنا كه اندك تحقيقي داشته‌اند ولي انتظار دارند تا قيام قيامت قابل بهره‌گيري باشد از اين روي در هر مناسبت و در هر موضوع مي‌بينيم سروكله همان مطالب قديمي و تكراري پيدا شده و دوباره از نو مطرح مي‌شود.
3. قلم‌هاي بي‌انديشه
دستة سوم از نويسندگان، زيبانويساني هستند كه قلم‌هاي توانا و جذابي دارند آن چنان مطالب را مي‌آرايند كه هر خواننده مجذوب و مقهور نوشته آنان قرار گرفته و در گرداب الفاظ فرو مي‌روند. خواننده اين‌گونه آثار بسان شناگر تازه‌واردي است كه در آغاز كار پيچ و تاب گرداب گرفتار آمده باشد، مشخص است كه تنها نتيجة كه عايد او شده است ضعف، خستگي و سرخوردگي است نه ره به ساحل برده و نه صيدي به ارمغان آورده است.
اين دسته از نويسندگان به لفظ بهاي كامل داده و معاني را از ذات ذومعاني خواسته‌اند و گو اين‌كه فراموش كرده‌اند كه نوشته و كتابت ابزاري است كه فرد محقق با استفاده از آن گزيده و عصاره محصول سال‌ها تلاش و زحمت خويش را به مخاطبان مي‌رساند. همان‌طوري كه از كلام علي(ع) كه در جملة بسيار زيبا و هميشه ماندني مي‌فرمايد: «ذمتي بما اقول اهينه؛  من در گفته‌هاي خويشم.» به دست مي‌آيد كه هر انسان مسئولي در بند گفته‌هاي خويشتن است. نويسنده به دليل ماندگاري اثر مكتوب بيش از هر كسي ديگر مشمول اين كلام حضرت است. از اين‌رو، نويسنده مسئول، شانه‌هاي خود را زير بار مسئوليت به خوبي احساس مي‌كند و اين احساس مسئوليت قبل از هر چيز او را به تحقيق وا مي‌دارد، وقت انسان تحقيق نمايد بسياري از درهاي ناگشوده فراروي او باز مي‌شود و انسان محقق خواهي نخواهي به نتايجي مي‌رسد كه آن كسي كه تا اين حد، رنج تحقيق را تحمل كند تا حد زيادي با وجدان راحت مي‌تواند قلم به دست گيرد و يافته‌هاي ذهني خويش را قلمي كند نويسنده با اين ويژگي‌ها تا حد زيادي از خطا مصون بوده و اثر مطلوبي را عرضه مي‌نمايد ولي عدة زيادي از نويسندگان وقتي قلم به دست مي‌گيرند تازه به فكر مي‌اتند كه چه بنويسند! سرانجام با زحمت فراوان چيزي فراهم نموده و با الفاظ زيبا آن را بازنويسي مي‌كنند در حقيقت اين‌گونه افراد بيشتر محتاج قلم‌اند تا قلم محتاج آنان.
خواننده اين آثار معمولاً پس از مدتي حالت سرخوردگي پيدا كرده و احساس پوچي به او دست مي‌دهد و سرانجام رفته‌رفته، در رديف افراد بي‌خاصيت جامعه قرار مي‌گيرد و از اين‌رو، نقش تخريبي اين نوشته‌ها خيلي زياد است.
مشكل ديگري كه اين‌گونه نويسنده‌ها به وجود مي‌آورند اين است كه با توجه به توانايي قلمي كه اين افراد دارند گاهي مطالب نادرست را در قالب زيبا شكل داده و به گونه‌اي مي‌آرايند كه خواننده‌هاي معمولي كه از فكر قوي برخوردار نيستند آن را به صورت دربست قبول نموده و به عنوان اصل مسلم بدان استناد مي‌كند.
اشتباهات و نارسايي‌هاي موجود در آثار اين دسته از نويسندگان را نمي‌توان صرفاً حاكي از «غرض‌ورزي» و «كژانديشي» آنان دانست بلكه بسياري از لغزش‌ها نشأت يافته از نبود فكر نظام‌مند، عدم تسلط بر موضوع و اظهارنظرهاي عجولانه است چه اين‌كه اين نويسنده از طرفي به خيال خود مي‌خواهد حرف نو و حر تازه گفته باشو از سوي ديگر مشخص است كه سخن تازه از فكر ناب بر مي‌خيزد، يعني درست همان چيزي كه نوشته‌هاي مورد نظر از نبود آن رنج مي‌برد نتيجة كه به وجود مي‌آيد لغزش است. وجود بعضي سوژه‌هاي مبتذل در برخي از نوشته‌ها و اشعار را مي‌توان معلول همين علت دانست و اين‌كه بعضي در قضاوت‌هاي خود آنان را افراد «مغرض»، «كژانديش» و داراي فكر باطل قلمداد كرده‌اند قضاوت نادرست است و صحيح آن است كه در اين مورد بايد گفت: «فكري» وجود ندارد تا «كژي» داشته باشد. بنابراين، مشكل اساسي اين دسته از آثار كه آنها را از ارزش انداخته است، نبود فكر و پيام عالي است ما، اگر به آثار ماندگار گذشتگان بنگريم به وضوح مي‌يابيم كه دليل ماندگاري اين آثار ارزشمند صرفاً الفاظ زيبا و استحكام ظاهري بيست بلكه بيش از هر چيز داشتن «پيام عالي» و «فكري» در ماندگاري آنها نقش داشته‌اند در اين‌جا براي توضيح بيشتر لازم است ويژگي‌هاي اثر ماندگار را به صورت اجمالي مورد بررسي قرار دهيم.
ويژگي‌هاي اثر ماندگار
در صورتي مي‌توان از يك اثر انتظار مانائي و ماندگاري را داشت كه از يك سري ويژگي‌ها و برجستگي‌هاي اساسي برخوردار باشد كه در اين راستا چند مسئله از اهميت فراوان برخوردار است.
الف) قداست موضوع
انتخاب موضوع حساس اعتقادي، اخلاقي، سياسي، اجتماعي و هرآنچه كه با زندگي مردم پيوند عميق داشته باشد و به نحوي داراي قداست باشد، از سوي صاحب اثر، مي‌تواند بزرگ‌ترين ضمانت مانائي را به ارمغان آورد چه اين‌كه وقتي نويسنده با هدف‌مندي و اعتقاد موضوعي از موضوعات ارزشمند را مطرح مي‌كند خواننده نيز بر خواستگاه مقدس خويش را باز يافته و با اشتياق آن را دنبال مي‌كند و چه بسا بدون شناخت صاحب اثر پيام آن را به ديگران منتقل مي‌كند.
ب) شيوايي
سخن وقتي شيوا و روان باشد آميخته با روح مخاطب مي‌شود و هر كسي از به كار بردن آن لذت مي‌برد و بدينسان در قلب جامعه جاي گرفته با زندگي افراد عجين مي‌گردد و از يك مقبوليت همگاني برخوردار مي‌شود و هر كسي بدون تأمل و ترديد بدان استناد مي‌كند رفته‌رفته جزو اصول مسلّم به حساب مي‌آيند و ماندگاري جز اين نيست.
ج) داشتن پيام
بيشترين كاربرد سخن به دليل داشتن پيام آن است و هر اندازه پيام عالي باشد و ارائه دهنده و راه حل براي معضلات زندگي مخاطبان از كارآيي بيشتر برخوردار خواهد بود و هر كس به دليل داشتن آن پيام از آن بهره مي‌برند كم‌كم رفته‌رفته آن را به عنوان پيام خويشتن خويش قلمداد مي‌كند و بدان افتخار مي‌كند و بدينسان سخن نغز آميخته با جان مخاطبان مي‌شود و دل‌پذيري پيدا مي‌كند و براي هميشه تاريخ شادابي و تراوت خويش را حفظ نموده و خود را بيمه مي‌نمايد و اين است معناي مادگاري و جاودانگي.
همان‌گونه كه قبلاً به برخي از آثار مادگار و ويژگي‌هاي اين آثار كه عمدتاً در وادي فقه، اصول فلسفه، كلام، تفسير، اعتقاد و مسايل سياسي اجتماعي بود اشاره كرديم و اينك در وادي فرهنگ و ادب را مورد توجه قرار مي‌دهيم.
ما اگر در آثار هميشه جاويد و پيشگامان وادي فرهنگ و ادب بنگريم. ويژگي‌هاي ياد شده را به عنوان خوبي مشاهده مي‌كنيم و اينك به عنوان يادآوري به چند نمونه از اين آثار گرانسنگ اشاره مي‌كنيم بدون ترديد ماندگاري، شهرت و نوعي قداست را كه در اشعار شاعران بلند آوزاه چونان حافظ، سعدي، مولوي و فردوسي مي‌بينيم به دليل داشتن فكر و پيام عالي است است كه از روح سرشار از لطافت و معنويت برخاسته و الفاظ طبع پسند را به استخدام گرفته و تا عمق جان مخاطبان نفوذ كرده است.
معروف است. كه حافظ در تشبيه، سعدي در نصيحت، مولوي در داستان و فردوسي در حماسه سرآمد روزگارند ولي با دقت در اشعار آنان به خوبي به دست مي‌آيد كه همگي در ويژگي‌هاي ياد شده مشتركند يعني آنچه نقش اساسي اهميت فوق العاده دارد رساندن پيام است. اين نمونه‌هاي كوچكي از اين آثار را به صورت جداگانه مورد بررسي قرار مي‌دهيم:
حافظ
حافظ كه بيشتر از زبان تشبيه استفاده مي‌كند درين «بيت» با لطافت و خيال‌پردازي  تمام آيمان را به كشتزار سبز تشبيه نموده «هلال» تازه رخ را به «داس»كه معمولا دهقانها از آن براي چيدن محصول خويش استفاده مي كنند تشبيه مي‌كند ولي به اين تشبيه زيبا و عالي اكتفا نمي‌كند بلكه در مصرع دوم پيام اصلي خويس را بيان مي‌كند بدينسان كه من از اين منظره زيبا به ياد عملكرد و كشتزار خويش افتادم آن‌جا كه مي‌گويد:
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو   يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو
و نيز آن‌جا كه معناي بلند عرفاني را كه انسان خود بزرگترين سد راه مسير ترقي و تكامل خويشتن است و تا از قيد و بند نفس رهايي نيابد ره بهجايي نمي‌برد، با زبان شيرين خويشتن را اينچنين مخاطب قرارد مي‌دهد:
حجاب راه توئي حافظ از ميان بر خيز    خوشاكسي كه درين راه بي‌حجاب رود.
و همو آن‌جا كه عشق راستين را تفسير مي‌كند با بيان زيباي مخصوص خود براين نكته تاكيد دارد كه عشقبازي كار هر كس و ناكس نيست و نخستين شرط عشقبازي سرباختن و سرباز بودن است آن‌گاه كه با زيبايي هر چه تمامتر پيام اصلي خويش را بيان مي‌كند و آن تخطئه بنيش كساني است كه بين «هوس‌بازي» و عشق راستين» خلط كرده‌اند آنجا كه مي‌گويد:
عشقبازي كار بازي نيس اي دل سر بباز    زانكه گويي عشق نتوان زد به چوگان هوس
آنچه درين اشعار وجود دارد محتوي بلند، فكر عالي و دارا بودن پيام اخلاقي است كه اين معارف بلند در سراسر اشعار حافظ موج مي‌زند كه راستي زيبا گفته است:
شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است    آفرين بد نفس دلكش و لطف سخنش 
سعدي
سعدي يكي از شاعران بلند آوازه كه همواره سخن نغز مي‌گويد و كلام شيرين ايراد مي‌كند كه راستي پيامش تا عمق روح مخاطب نفوذ مي‌كند سعدي  شيرين سخن است. نصيحتي همراه بالطافت و ابتكار از ويژگي‌هاي منحصر به فرد او است اين برجستگي‌ها آنگاه كه با فكر قوي، ايمان سرشار و دورنگري شاعر آميخته مي‌شود دلپذيري نخستين ارمغان آن خواهد بود كه اين دلپذيري بزرگترين ضمانت ماندگاري كلام است اينك چند نمونه از اين نصايح سراسر سودمند:
از نظر اين شاعر ژرفنگر فرمانروايان و بزرگان قوم بيشاز هركس ديگري بايد رعايت حال زيردستان و ضعيفان را بنمايند چه اينكه بي‌توجهي آنان به اين امر زمينه برباد رفتن زندگاني فروماندگان را فراهم خواهد ساخت و چه بسا كار كوچكي كه به خودي خود هيچ اشكالي ندارد ولي اگر از بزرگي سر بزند، به دليل «بدآموزي» به ديگران گناهي نابخشودني به حساب مي‌آيد، آنجا كه مي‌گويد:
اگر زباغ رعيت ملك خورد سيبي    بياورند غلامان او درخت از بيخ
از نصيحت‌هاي سودمند سعدي كه داراي پيام عالي اخلاقي است، اين است كه دغلبازي فقط با دغلبازان رواست اما آن‌كه اهل صدق و صفا است نه اهل خدعه و نيرنگ نبايد با او از در فريب وارد شد آنجا كه مي‌گويد:
به دنباله راستان كژ مرو
و گر راست خواهي ز سعدي شنو 
از نظر سعدي، اعتدال، ميانه روي، پايمردي، صبر و پشتكار رمز موفقيت هر انساني است تلاش ابلهانه و بدون طرح و برنامه هيچ وقت به جاي نمي‌رسد فقط خستگي را به دنبال دارد آنجا مي‌گويد:
به چشم خويش ديدم در بيابان
كه آهسته سبق برد از شتابان
سمند باد پا از تك فروماند
شتربان همچنان آهسته مي‌راند 
محتوي عالي و پيامهاي اخلاق بزرگترين ويژگي‌هاي اشعار سعدي است و رمز جاودانگي آن است نيز درهمين نكته نهفته است چنانچه خود رسالت خويش در ابلاغ پيام خويش كه همان نصحت است مي‌داند كه خود گفت:
ما نصحت به جاي خود كرديم             روزگاري بر اين بسر برديم
گر نيابد بگوش رغبت كس                 بر رسولان پيام باشد و بس
مولوي
مولوي از معدودترين شعرا است كه ماندگارترين سخن را سروده است. او با روج بلند عرفاني و احاطه تمام بر معارف اسلامي ژرفترين معاني را در رساترين و شيواترين شكل همراه با پيام‌هاي عالي اخلاقي و انساني بيان نموده است كه راستي اثر به‌جاي مانده از او گنجينه گرانسنگي است كه هر كسي خود را بدان نيامند مي‌داند. بيان معارف بلند اخلاقي در قالب داستان‌هاي ابتكاري، آموزنده و جذاب از ويژگي‌هاي منحصر به فرد او است. در اينجا به نمونه‌هاي كوچكي از آن مجموعه بزرگ اشاره مي‌كنيم:
از نظر مولوي سنخيت و همگونگي در درك معارف نقش تعيين كننده را دارد و تا عشق، كسي را تا مرز جنون راستين پيش نبرد درك معني عشق براي او محال است و بيداري شخص از لحظة آغاز مي شود كمه در مسير عشق خود را فراموش كند به همين مناسبت مي‌گويد:
گفت ليلي را خليفه كان توئي                كز تو مجنون شد پريشان و غوي
از دگر خوبان تو افزون نيستي             گفت خامش چون تو مجنون نيستي
ديدة مجنون اگر بودي تورا                     هر دو عالم بي‌خطر بود تو را
باخودي تو ليك مجنون بي‌خود است       در طريق عشق بيداري بد است
هر كه بيدار است او در خواب تر            هست بيداريش از خوابش بتر
هر كه در خوابست بيداريش به                مست غفلت عين هشياريش به
از ديدگاه مولوي تواضع اصل مطابق قانون عمومي خلقت است چه اينكه در جهان خلقت رشد و تعالي موجودات از گذرگاه خاكي بودن و خاكي شدن ممكن است و تا دانه گياه سر در دل خاك فرو نبرد، شاهد شكوفايي آن نخوهيم بود. انسان هم آنگاه به مقام عالي انسان مي‌رسد كه فروتني را پيشه كار خويش سازد بر همين اساس مي‌گويد:
آب ازبالا به پستي در رود                   آنگه از پستي به بالا مي‌برد
گندم از بالا به زير خاك شد                 تعد از آن خوشة چالاك شد
دانه هر ميوه آمد درزمين                      بعد از سرها بر آورد از دفين
از تواضع چو زگردون شد به زير            گشت جزو آدمي حي دلير
پس صفات آدمي شد آن جماد                بر فراز عرش پران گشت شاد
كز جهان زنده اول آمديم                      باز از پستي سوي بالا شديم 
در تمامي اشعار مولوي آنچه بهاي كامل دارد رساندن پيام است و شعر ابزار كارايي است در رساندن امر اساسي و چه خوب است كه ما نيز از عالم فرزانه پيروي نماييم.
دستة ديگري است كه مي‌نويسند ولي به دليل عدم رعايت اصول نويسندگي، انجام و ترتيب منطقي و يا مغلق و سنگين‌نويسي، اين دسته را نيز مي‌توان در زمرة كساني كه اصلاً مي‌نويسند به حساب آورد.
مغلق‌نويسي و ابهام‌گويي يكي از اصلي‌ترين اشكالاتي است كه اين دست از نوشته‌ها از آن رنج مي‌برد. از اين‌رو، در اين‌جا لازم است كه به شيوه‌ها و راه‌كارهاي شيوانويسي توجه نموده توجه نموده و به اجمال مورد بررسي قرار بدهيم.
راهكارهاي شيوانويسي
1. رواني و زلالي
اولين شرط، شيوايي يك اثر، روان‌نويسي است، بدين معنا كه نويسنده از هرگونه ابهام‌گويي بپرهيزد و انتقال معنا در ذهن مخاطب را وجه همت خويش قرار بدهد، به علاوه در استخدام كلمات و واژه‌ها دقت‌هاي لازم را به كار برد، چه اين‌كه همواره اختلافي ناچيز ميان دو واژة مترادف وجود دارد نويسنده موفق است كه در استخدام واژه‌ها دقت لازم را به كار برده باشد لفظ و معنا در واقع دو روي يك سكه‌اند و نمي‌توان آنها را از هم جدا كرد. 
لفظ و معنا را از يكديگر نتوان بريد 
كيست «صائب» تا كند جانان و جان از هم جدا؟
2. رسايي و گويايي
رسايي و گويايي يك نوشته هنگامي حاصل مي‌شود كه بتوانيم معنا را خوب بپروريم، راه‌هاي پرورش معاني در زبان فارسي متفاوت و پرگسترده‌اند كه به كارگيري، توصيف، تشبيه، استعاره و كنايه از عمده‌ترين آنهاست. 
3. يكدستي و هماهنگي
براي يك دست‌سازي نوشته بايد شيوة نگارش يكساني را در سراسر آن به كار برد. اگرچند شيوة نگارش در نوشته‌اي جمع شوند آن نوشته همچون راهي سنگلاخي جلوه خواهد كرد 
4. تنوع و رنگارنگي
اصل تنوع در قرآن كريم كه نمونة كامل فصاحت و بلاغت، مورد نظر قرار گرفته است به عنوان مثال: در قرآن كريم مضامين اميدبخش با وعيدهاي سخت، داستان‌هاي پرشور و عبرت‌آفرين با تذكرات و پندهاي تاريخي، بيان‌هاي حكمت‌آميز با نكته‌هاي همه فهم اجتماعي و اخلاقي و... آميخته شده‌اند و رعايت همين نكات بدون شك در جاودانگي و دلپذيري قرآن مجيد فوق العاده دخيل است، ايجاد تنوع از طرف بهره‌‌بري از ضرب المثل‌ها، اشعار، حكايت‌هاي شيرين، محسوس‌سازي امور معقول و بهره‌وري از قدرت تخيل امكان‌پذير است. 
5. هدف‌مندي و شورآفريني
نوشتة كه هيچ گونه شور و اشتياقي در مخاطب ايجاد نكند بدون شك خالي از مشكل نيست، هرگاه اگر خوانندة پس از مطالعه يك متن هيچ انگيزة نوين يا گرمي و حرارتي را در خود احساس نكند بايد عيب كار را در لابلاي سطور نوشته جست‌وجو كرد. آنچه در اين قسمت نقش اساسي دارد هدف‌مندي است كه در ساية ايمان، تعهد و احساس مسئوليت پديد مي‌آيد.
6. دلنشيني و شريني
ايجاد دلنشيني و شيريني در يك اثر شگردهاي مخصوص خود را دارد كه بازگشت به فن بديع دارد و اهل بديع، صنايع و جلوه‌هاي كلام را در دو دسته تقسيم مي‌كنند: 1. صنايع لفظي؛ 2. صنايع معنوي.
جناس، قلب، لف و نشر، مطابقت، مراعات نظير و همگوني، سجع، عمده‌ترين صنايع لفظي است. همان‌گونه كه التفات استطراد، مبالغه، اغراق و حسن تعليل را مهم‌ترين صنايع معنوي برشمرده‌اند.  
7. تازگي و طراوت
اجتناب از آنچه كه بوي فرسودگي مي‌دهد، همواره مد نظر يك نويسندة تواناست، براي رسيدن بدين منظور بهره‌گيري از سبك امروزي، واژه‌هاي جديد، تعبيرهاي تازه، ساختار مناسب اين روزگار و نيز در نظر داشت عناصر محتوايي شادابي ضرورت دارد. هنگامي كه رنگ و بوي تازگي و طراوت در نوشته وجود داشته باشد مخاطب و خواننده از برخي كاستي‌هاي آن چشم‌پوشي مي‌كند. 
8. سرشاري و پرباري
نوشتة خوب بايد خواننده خويش را در يك فرايند جديد فرهنگي قرار دهد و او هر لحظه احساس كند كه دانش و معرفت او در حال فزوني و پرباري است براي پربازي نوشته در قدم اول آيات و روايات را مد نظر قرار داد چه اين‌كه
درياي سخن‌ها، سخن خوب خداي است 
پر گوهر و با قيمت و پر لؤلؤ لالا
قرآن مجيد كه سرچشمة هدايت و نور است از لحاظ فصاحت الفاظ و بلاغت معاني نيز بي‌مانند است از اين توجه به آيات قرآني در غنامندي و پرباري نوشته تأثير شگرف دارد. پس از قرآن روايات معصومان(ع) كه در واقع تفسير آيات قرآن مجيد است در غنامندي رشد فوق‌العاده مؤثر است. 
9. پاكي و پيراستگي
نويسنده شايسته، هرگز قلم خويش را به ناپاكي نمي‌آلايد، بهانه‌هاي واهي «هنر براي هنر» و امثال آن همانند «وطن براي وطن» نبايد سبب شود كه طهارت و پاكي و  با ركاكت و زشتي معمله كنيم.  نوشتة كه از آن بوي تعصب استشمام مي‌شود صاحب اثر را در نظر خواننده منفور مي‌سازد و نيز دوري گزيني از دشنام واژه‌هاي سبك و تعبيرهاي نامناسب (رسالت يك نويسندة متعهد است).
10. خوش‌آهنگي
كلمات يك متن بايد به گونه‌اي آرايش يافته و در كنار هم قرار گيرد كه صداي خواننده بي‌اختيار جنبش و تحرك يابد و گاه زير و گاه زبر گردد كه البته هر نوع نوشته آهنگ خاصي خود را مي‌طلبد مثلاً نوشته‌هاي عارفانه و عاشقانه، آهنگ نرم و لطيف را مي‌طلبد همان‌گونه كه نوشته‌هاي حماسي با شور و هيجان و صلابت همراه است.
جمع‌بندي نهايي
سؤال اصلي پژوهش براي رابطه بين قلم و فكر بود و اين‌كه در چه صورت است كه اشد حالت ماندگاري را به خود مي‌گيرد؟ در جهت پاسخ‌دهي به اين پرسش به بررسي رابطه متقابل قلم و فكر پرداخته شد و بر اين نكته تأكيد شده است كه اشد «صورتي ماندگار مي‌شود كه بر علاوه داشتن قلم توان‌مند، از پشتوانة خوبي فكري برخوردار باشد، در همين راستا است كه جذابيت قداست و مورد نياز بودن موضوع مورد توجه قرار گرفته و هركدام به عنوان مؤلفه‌هاي تكميلي در فرايند ماندگاري اشد مكتوب معرفي گرديده است و آنگاه موارد متعددي از آثار صاحبان قلم و تأليف اعم از فقيهان، مفسران و اديبان در جهت تكميل و قناعت‌بخش مخاطب مورد استناد قرار گرفته است.

ویژه ها
اوقات شرعی
آمار بازدید
امروز: 93
دیروز: 188
ماه جاری: 3565
امسال: 17152
کل: 95850
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلّق به اين موسسه بوده و برداشت مطالب با ذکر مآخذ بلامانع می باشد.